چهل چراغ

متن مرتبط با «داستان عاشقانه» در سایت چهل چراغ نوشته شده است

داستان

  • نیلوبلاگ

    جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکی آمد و گفت :سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم. قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد. قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم. شیخ فرمود :براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان. براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان. جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟! شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    داستان کوتاه | داستان فیلم فروشنده | داستان های کوتاه | داستان عاشقانه | داستان به انگلیسی | داستان های عاشقانه | داستانهای واقعی | داستان خیانت | داستان کوتاه عاشقانه |